به قول بهزاد عمرانی تو پادکست رختکن بازنده ها: بالاخره اون اتفاق لعنتی افتاد و من برنده شدم ... phd رو با همه ی سختی ها و آسیب های عمیق روحی روانی که داشت به من میزد با موفقیت پشت سر گذاشتم و مدرک رو گرفتم. از همه ی اون ادم های سمی جدا شدم و وارد یک محیط کاری تازه با ادم های سازگار تر شدم. حالا مجبور نیستم تنها ناهار بخورم یا منزوی باشم. از رئيسم نمیترسم و کارم رو به خوبی و با اعتماد به نفس انجام میدم حتی با اینکه زمینه تخصصی من نیست.
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
در این صفحه، اطلاعات موردنیاز درباره in the mood for love در دسترس شما قرار گرفته است.
کنجکاوم بدونم برای من چگونه اتفاق خواهد افتاد ولی به انتظارش می ارزه.
به نظرم لحظه ای که میفهمی اون شخص رو پیدا کردی یکی از زیباترین لحظات زندگیه و کاش بفهمی که چقدر خوش شانس بودی که چنین اتفاقی برات بیافته.
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار
حجم اضطراب و استیصالی که این روزا با خودم حمل می کنم از حد تصور و توانم داره خارج میشه، کاش انقدر تنها نبودم... کاش یکم چیزا بر وفق مراد پیش می رفت... دلم برای خودم که انقدر اجتماعی بود و کلی رفیق دور و برش بودن تنگ شده و میسوزه. تو هیچ دوره ای از زندگیم انقدر تنها و بی کس نبودم. حس می کنم همه چیزم رو از دست دادم...مهم تر از همه خودم رو از دست دادم... یا رفیق من لا رفیق له... یا انیس من لا انیس له.
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار