به قول بهزاد عمرانی تو پادکست رختکن بازنده ها: بالاخره اون اتفاق لعنتی افتاد و من برنده شدم ... phd رو با همه ی سختی ها و آسیب های عمیق روحی روانی که داشت به من میزد با موفقیت پشت سر گذاشتم و مدرک رو گرفتم. از همه ی اون ادم های سمی جدا شدم و وارد یک محیط کاری تازه با ادم های سازگار تر شدم. حالا مجبور نیستم تنها ناهار بخورم یا منزوی باشم. از رئيسم نمیترسم و کارم رو به خوبی و با اعتماد به نفس انجام میدم حتی با اینکه زمینه تخصصی من نیست.
برچسب:
نویسنده: هلیا رستگار